اين موج سرما كه از سيبري آمده، صد سال قبل هم يكبار آمده بود. هميشه قزاقستان و اوكراين (؟!) جلوي آن را ميگرفتند و نميگذاشتند به طرف ايران بيايد، اما اين بار... بنابراين هزينه و سرمايه گذاري براي چنين اتفاقي به صرفه نيست و بايد با تمهيدات مديريتي به مقابله با آن رفت و مشكل را حل كرد...
اول: به حضرت عباس قسم كه تلويزيون نگاه نميكنم. اصلا دكتر هم منع كرده! ولي ديشب، آخر شب، بطور كاملا اتفاقي اين مصاحبه پورمحمدي را با گزارشگر سيما درباره سرماي هفتههاي اخير شنيدم. (اگر توانستم اصلش را پیدا میکنم و اینجا میگذارم)
دوم: بايد برق چشمان وزير كشور را ميديديد وقتي خبر از اين كشف بزرگ اطلاعاتي، آنهم مربوط به يكصد سال قبل ميداد.
سوم: بررسي نقش قزاقستان و خصوصا اوكراين در جلوگيري از نفوذ سرماي سيبري به ايران به عهده دوستان جغرافيا خوانده، اما توصيه ميكنم سميناري با عنوان «آسيبشناسي تعلل اوكراين در جلوگيري از نفوذ سرماي سيبري به ايران و ارتباط آن با انقلاب نارنجي در آن كشور» برگزار شود. همچنين هيأت عاليرتبهاي از سوي وزارت خارجه براي تحكيم روابط دوستانه ميان دو كشور راهي كيف شود و اگر لازم شد قرارداد ديگري براي ساخت هواپيماهاي توپولوف با آن كشور منعقد گردد تا سال آينده شاهد چنين مشكلاتي نباشيم.
چهارم: توصیه می کنم آمار تلفات یکصد سال پیش توسط دوستان و پژوهشگران وابسته استخراج و اعلام شود تا تفاوت آمارها که نشان دهنده پیشرفت کشور است موجب شکرگزاری آحاد ملت گردد. زیرا حکومت مستقر در یکصد سال قبل اگرچه شاهنشاهی پهلوی نبوده اما پادشاهی قاجار که بوده و به هر حال بد بوده!
پنجم: خدايا ترا سپاس ميگوييم كه بعد يكصد سال اين سرماي طاقتفرسا را در زمان مديريت «محمود و دوستان» ارزاني داشتي كه بواسطه تمهيدات مديريتي ايشان از سرما کمتر تلف شديم.

