در اين درس تاريخی كه ما خواندهايم يا به خوردمان دادهاند، آنچه كمتر از سی سال دارد بیارزش است و باقی، اسير ملاحظات! اما هفتاد سال پيش، احمد كسروی، شايد به اين دليل كه خود را تاريخنويس نمیدانست دلواپس از ميان رفتن آگاهيها، تاريخ مشروطه سی ساله را نوشت. داستان جنبشی كه با پاكدليها آغاز شد ولی با ناپاكدليها بپايان رسيد. حكايت دستهايی كه از درون و بيرون به ميان آمد و آن را به هم زد و نا انجام گذاشت؛ رشتهها از هم گسيخت و مردم ندانستند آن چگونه آمد و چگونه رفت؟ او از پس سی سال و برای ايرانيان سست انديشه و گرفتار فراموشی نوشت وقتی كنندگان كارهای بزرگ را فراموش كردند و ديگرانی را به ديده گرفتند كه توانگر و بنام و باشكوه بودند، چه زيانكار شدند. و ما در همه اين سالها چه زيانكار كه نبوديم!
اگر امروز دوستان مبارز دربندمان را فراموش كنيم، اگر داستان بزرگی اينها را نگوييم و ننويسيم... باز هم زيانكاريم.

