تبليغاتX
هنايش

هنايش

یادداشت‌های علی باريكانی

 

سالها قبل آخوند بچه‌صورتي در برنامه‌ي كودك تلويزيون ظاهر مي‌شد كه چون حرفهاي بامزه‌اي مي‌زد، بسم ا... را دودستي مي‌نوشت و مادرمان از جين پوشيدنش در سالهاي اول انقلاب گفته بود گاهي پاي برنامه‌اش مي‌نشستيم. لابد فكر مي‌كرديم خيلي باحال و بامزه است.

آخوند بچه‌صورت آن زمان كه مجري ساده يك برنامه كودك بود امروز روحانی نام آشناست و همچنان از قِبل كودكان روزگار مي‌گذراند اما اين بار در مقام پرطمطراق «رئيس مركز تربيت مربي كودك و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حورزه علميه قم». مباركش باشد. كاري به كارش نداريم اما جنابشان آمده و حرفهايي زده كه هوش و حواس از سر ما بي‌استعدادترين مشتري‌هاي آن روزش هم پرانده

حجت الاسلام راستگو كه گویا خصلت آخوندي‌اش به مربيگري كودكش مي‌چربد به برنامه پربيننده «فيتيله» گير داده و براي بهتر شدنش به اصطلاح توصيه‌هايي كرده. از جمله گفته بايد از يك كارشناس روحاني براي رشد سطح كيفي برنامه استفاده كنند (البته قسم حضرت عباس خورده كه چنين كاري را براي خودش نمي‌خواهد)، همچنین هورا کشیدن و سوت زدن و كف زدن را در اين برنامه مكروه دانسته، بر اختلاط دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها در برنامه اشكال شرعي وارد كرده، درباره موسيقي به شيوه آخوندهاي حكومتي مِن و مِن كرده، از بدآموزي حركات موزون بازيگران برنامه بر دختربچه‌هاي فاميلشان مثال آورده و سر آخر نام «فيتيله» را متناسب روز جمعه ندانسته كه عيد آل محمد است و روز ظهور امام عصر!

اينها البته به زعم من همه حرفهاي معمولي آخوندي است. آنچه ديدگاه كارشناسانه و علمي جناب راستگو را بدرستي مي‌نماياند فراز زير است كه درباره كراهت هورا كشيدن مي‌گويد: «چرا ما با اين فرهنگ قوي ديني و ايراني، نوآوري نكنيم و لفظي را بر اساس فرهنگ و مذهب خودمان ابداع نكنيم و از الفاظي مانند هورا استفاده كنيم كه شايد مخفف اهورامزداي زرتشتيان است كه هنگام روشن كردن آتش آن را بيان مي‌كردند»!

فرض كنيم ريشه‌‌يابي لغوي آقاي راستگو درست باشد و هورا مشتق از اهورامزداي زرتشتيان. چرا ايشان فكر مي‌كند فرهنگ زرتشتيان فرهنگ ايراني و خودماني نيست كه مي‌خواهند لفظ جايگزين از فرهنگ خودشان بياورند؟ (ايشان احتمالا تعارف كرده‌اند در بكار بردن فرهنگ ايراني در كنار فرهنگ ديني بعنوان فرهنگ خودمان. يا شايد تقيه كرده‌اند)

آيا جناب راستگو مي‌داند اهورامزداي زرتشتيان چيست كه از بكار بردن هوراي به زعم خودشان مشتق از آن كراهت دارد؟

چرا فرهنگ مذهبي خودماني آقاي راستگو در طول 1400 سال نتوانسته كلمه‌اي معادل هورا براي فارسي زبانان بياورد؟ شايد نخواسته و مشكلش تنها فقدان مبدع خوشفكري مانند ايشان نبوده؟! (عربها از اين كلمات زياد دارند. نكند آقاي راستگو بخواهد همانها را ابداع كند؟!)

 

اصل صحبت‌هاي جناب راستگو را  از اینجا بخوانید و فیض ببرید

 

 

پ.ن. اخطار به فيتيله دوستان: انشاءالله به حول و قوه الهي منتظر اصلاحات اساسي در فيتيله باشيد

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:49  توسط علی باریکانی  | 

 

روز هشتم ارديبهشت ماه سال 1324 جوان بيست‌و‌يك ساله‌اي به نام سيد مجتبي ميرلوحي به جان سيد احمد كسروي نويسنده و پژوهشگر سرشناس سوء قصد كرد تا حساب عده‌اي از رجال سياسي و مذهبي را با او و به اسم مبارزه با بي‌ديني تسويه كند. ميرلوحي كه از اين تاريخ به بعد خود را به نام فاميل مادرش نواب صفوي معرفي كرد در ترور كسروي ناموفق بود اما نخستين قدم را در مسير شهرت برداشت. كار ناتمام او را ده ماه بعد عده‌اي جوان  زوردارتر و استخواندارتر به سرانجام رساندند.

با دشمناني كه كسروي خصوصا در ميان صاحب‌نفوذان سياسي داشت و با اوضاع نابسامان ايران در آن روزها، نواب براي آن سوء قصد تنها چند روز و آن ديگران براي قتل كسروي چند ماه در بازداشت ماندند و سپس آزاد شدند.

نواب سپس جمعيت فداييان اسلام را بنيان گذاشت. جمعيتي كه قريب ده سال در حساس‌ترين دوره‌هاي‌ تاريخ معاصر ايران نقش آفريني كرد.

بررسي عملكرد فداييان اسلام در طول سالهاي فعاليت‌شان نشان مي‌دهد آنان درك درستي از اوضاع و مسائل روز نداشتند و اغلب با انجام ترور و ايجاد رعب و وحشت اجرا كننده نقشه‌ها و برنامه‌هاي افراد و گروههاي ديگر بودند.

اما طنز تاريخ در اينجاست كه عده‌اي از تازه‌واردان و نوجوانان كم سن و سال آن روزهاي حوزه كه نواب قبله آمال و بت آرزوهاي آنان بود (در برابر رفتار قائل به سنت و بدون ماجراجويي ريش‌سفيدان حوزه) امروز تصميم‌گيران و حاكمان سياسي ايران‌اند؛ لذا به‌هيچ‌وجه غريب نيست اگر امروز تحصيلات يكساله نواب در حوزه نجف هفت ساله معرفي شود، اقدام بدون جواز او در سوء قصد به كسروي فهرستي از مراجع صادركننده فتواي قتل پيدا كند، كار اصلي در جنبش ملي كردن صنعت نفت به نام او سند بخورد و كارشكنيهاي او در طول حكومت دكتر مصدق مبارزه با بی ديني و خطر نفوذ كمونيسم نامگذاري شود، و از همه مهم‌تر اغلب برنامه‌هاي انقلابي او در نظام حكومتي ايران پياده و اجرا شود.

اما اكنون قصد ورود و بررسي هيچكدام از اين موضوعات را ندارم و آن را به زمانهاي بعد موكول مي‌كنم.

به مناسبت سالگرد سوءقصد به مرحوم كسروي، جزوه مختصري از نوشته‌هاي او را به نام «پرسش و پاسخ» در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌دهم. كسروي اين جزوه را در سال 1324 و پس از جريان سوء‌قصد منتشر كرده تا به برخي ايرادات منتسب به خود پاسخ دهد.

او در «پرسش و پاسخ» اگر چه مانند كتاب «دادگاه» يا برخي ديگر از مقالاتش (ن.ك. ايران ما، 27 خرداد و 8 اسفند 1324) به جزئيات جريان سوء‌قصد و ارتباط آن با چهره‌هاي سياسي و مذهبي مخالف خود نپرداخته اما به بسياري از علل مسبب طعن و اشكال به خود اشاره مي‌كند.

اين كتاب مختصر را پيشتر در فضاي مجازي نديده‌ام و خواندن آن را خصوصا به كساني كه درباره كسروي  و افكار او كمتر مي‌دانند توصيه مي‌كنم.

 

متن کامل پرسش و پاسخ را اینجا گذاشته‌ام

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:50  توسط علی باریکانی  |